اگر یک پیج اینستاگرامی دارید، احتمالاً با این سؤال روبهرو شدهاید:
«خب، حالا برای پیجم چی تولید کنم؟»
داشتن ایدههای زیاد لزوماً به معنی داشتن یک استراتژی محتوایی خوب نیست. ممکن است یک پیج هر روز محتوا منتشر کند، اما بعد از چند ماه همچنان رشد قابل توجهی نداشته باشد.
تولید محتوای مؤثر برای اینستاگرام از شناخت برند و مخاطب شروع میشود و به ایدهپردازی، سناریونویسی، تولید، تدوین، انتشار و تحلیل میرسد.
در این مقاله مرحلهبهمرحله بررسی میکنیم چگونه برای اینستاگرام محتوای حرفهای تولید کنیم.
قبل از تولید محتوا چه چیزهایی باید بدانیم؟
قبل از اینکه دوربین را روشن کنید یا شروع به طراحی پست کنید، باید سه سؤال را پاسخ دهید: برای چه کسی محتوا تولید میکنیم؟ درباره چه چیزی صحبت میکنیم؟ هدفمان از تولید محتوا چیست؟
اگر پاسخ این سه سؤال مشخص نباشد، احتمالاً محتوای شما تبدیل به مجموعهای از پستهای پراکنده خواهد شد.
مرحله اول: مخاطب هدف را مشخص کنید
قرار نیست محتوای شما همه کاربران اینستاگرام را جذب کند. باید بدانید مخاطب اصلی برند چه کسی است.
برای شناخت مخاطب میتوانید به این موارد فکر کنید: چه سنی دارد؟ چه دغدغهای دارد؟ چه مشکلی دارد؟ چه چیزی برایش جذاب است؟ چه سؤالاتی درباره محصول یا خدمات شما دارد؟ معمولاً چه نوع محتوایی را دنبال میکند؟
برای مثال، محتوای یک برند معماری برای یک مدیر ساختمان، یک زوج جوان یا یک طراح داخلی حرفهای میتواند کاملاً متفاوت باشد.
هرچه مخاطب را دقیقتر بشناسید، ایدههای دقیقتری هم پیدا خواهید کرد.
مرحله دوم: هدف پیج را مشخص کنید
قبل از تولید محتوا باید مشخص کنید قرار است محتوا چه کاری انجام دهد. اهداف میتوانند شامل موارد زیر باشند:
آگاهی از برند: میخواهید افراد بیشتری برند شما را بشناسند.
اعتمادسازی: میخواهید مخاطب تخصص و اعتبار شما را ببیند.
تعامل: میخواهید مخاطب کامنت بگذارد، محتوا را ذخیره کند یا برای دیگران بفرستد.
جذب مشتری: میخواهید مخاطب با خدمات یا محصول شما آشنا شود و برای خرید اقدام کند.
برندسازی: میخواهید یک تصویر مشخص و متمایز از برند در ذهن مخاطب ایجاد کنید.
یک پیج حرفهای معمولاً فقط روی یکی از این اهداف تمرکز نمیکند؛ بلکه برای هرکدام جای مشخصی در استراتژی محتوا در نظر میگیرد.
مرحله سوم: ستونهای محتوایی بسازید
یکی از سادهترین روشها برای اینکه ندانید «امروز چی پست کنیم»، داشتن ستونهای محتوایی است. مثلاً یک برند میتواند این چهار ستون را داشته باشد: آموزشی + سرگرمی + اعتمادسازی + معرفی محصول.
حالا هر ایده جدید باید در یکی از این دستهها قرار بگیرد. این کار باعث میشود پیج شما تنوع داشته باشد، اما در عین حال پراکنده نباشد.
ستون آموزشی: در این نوع محتوا چیزی به مخاطب یاد میدهید. مثلاً: «۳ اشتباه رایج هنگام خرید دوربین»
ستون سرگرمی: هدف اصلی این محتوا ایجاد تعامل و سرگرمی است. مثلاً: «وقتی صاحب کسبوکار میگه فقط یه ویدیوی ساده میخوام!»
ستون اعتمادسازی: در این محتوا سعی میکنید اعتبار برند را نشان دهید. مثلاً: پشت صحنه، تجربه مشتری، پروژههای انجامشده، معرفی تیم، فرآیند کاری.
ستون معرفی محصول یا خدمات: در این نوع محتوا درباره محصول یا خدمات صحبت میکنید، اما لازم نیست همیشه مستقیم تبلیغ کنید. به جای «این محصول را بخرید» میتوانید نشان دهید «این محصول چه مشکلی را حل میکند؟»
مرحله چهارم: برای محتوا ایده پیدا کنید
ایده محتوا فقط از ذهن تولیدکننده محتوا نمیآید. یکی از بهترین منابع ایده، خود مخاطب است. به کامنتها و دایرکتها نگاه کنید: چه سؤالاتی بیشتر پرسیده میشوند؟ چه مشکلاتی تکرار میشوند؟ چه چیزهایی برای مخاطب مبهم هستند؟ همین سؤالها میتوانند به دهها محتوای آموزشی تبدیل شوند.
منابع دیگر ایده عبارتاند از: ترندهای روز، اخبار صنعت، رقبا، تجربههای واقعی، محصولات جدید، اشتباهات رایج، سؤالات مشتریان، پشت صحنه کسبوکار، داستان شکلگیری برند.
یک فرمول ساده برای پیدا کردن ایده: مشکل مخاطب + راهحل + فرمت مناسب. مثلاً مشکل: پیج ویو نمیگیرد؛ راهحل: بررسی اشتباهات رایج؛ فرمت: ریلز آموزشی؛ نتیجه: «۳ دلیل که باعث میشه ریلزت ویو نگیره»
مرحله پنجم: هوک بنویسید
در محتوای کوتاه، شروع ویدیو اهمیت زیادی دارد. هوک همان بخشی است که باید در ابتدای محتوا توجه مخاطب را جلب کند.
هوک سؤال: «میدونی چرا ریلزهات ویو نمیگیرن؟»
هوک کنجکاوی: «این اشتباه رو تقریباً همه پیجها انجام میدن.»
هوک نتیجه: «با این تغییر ساده، محتوای پیجت حرفهایتر دیده میشه.»
هوک خلاف انتظار: «دوربین حرفهای لزوماً باعث بهتر شدن محتوای شما نمیشه.»
هوک نباید صرفاً عجیب باشد؛ باید با محتوای اصلی ارتباط داشته باشد.
مرحله ششم: سناریو بنویسید
بعد از هوک، باید مشخص کنید قرار است چه چیزی به مخاطب ارائه شود. یک ساختار ساده برای ریلز: Hook → Problem → Solution → CTA
مثلاً — Hook: «۳ دلیل که باعث میشه ریلزت ویو نگیره.» Problem: «اولین دلیل اینه که مخاطب توی چند ثانیه اول نمیفهمه چرا باید ویدیو رو ببینه.» Solution: «به جای شروع با معرفی طولانی، از همون اول نتیجه یا سؤال اصلی رو مطرح کن.» CTA: «اگه میخوای ۳ اشتباه بعدی رو هم بدونی، این پست رو ذخیره کن.»
این ساختار ساده میتواند نقطه شروع خوبی برای سناریونویسی باشد.
مرحله هفتم: فرمت مناسب را انتخاب کنید
هر ایدهای الزاماً نباید به ریلز تبدیل شود. بسته به موضوع میتوانید از فرمتهای مختلف استفاده کنید: ریلز، کاروسل، پست تصویری، استوری، لایو، ویدیوی طولانیتر.
مثلاً یک آموزش چندمرحلهای ممکن است در قالب کاروسل بهتر عمل کند؛ در حالی که یک داستان کوتاه میتواند برای ریلز مناسبتر باشد. فرمت باید در خدمت ایده باشد، نه برعکس.
مرحله هشتم: تولید و فیلمبرداری
در تولید ویدیویی باید به مواردی مثل نور، صدا، کادربندی، لوکیشن و اجرای جلوی دوربین توجه کنید. اما یک اشتباه رایج این است که فکر کنیم برای تولید محتوای خوب حتماً به گرانترین دوربین نیاز داریم.
تجهیزات مهماند، اما: ایده خوب + اجرای درست > تجهیزات گران بدون ایده. یک ویدیوی ساده اما خلاقانه میتواند عملکرد بسیار بهتری از یک تولید پرهزینه و بیهدف داشته باشد.
مرحله نهم: تدوین
بعد از فیلمبرداری، نوبت تدوین است. در تدوین باید بخشهای اضافه حذف شوند و ریتم ویدیو با موضوع آن هماهنگ شود. عناصر مختلفی میتوانند در تدوین استفاده شوند: کات، زیرنویس، موسیقی، صداگذاری، اصلاح رنگ، موشن گرافیک، افکتهای تصویری.
اما استفاده از افکت بیشتر همیشه به معنی تدوین بهتر نیست. تدوین خوب چیزی را اضافه نمیکند که محتوا به آن نیاز ندارد.
مرحله دهم: کاور و کپشن
کاور اولین چیزی است که کاربر هنگام مواجهه با محتوای شما میبیند. کاور باید ساده، واضح و قابل تشخیص باشد.
کپشن نیز میتواند اطلاعات تکمیلی، داستان یا CTA را ارائه دهد. بهتر است کپشن صرفاً تکرار متن ویدیو نباشد.
مرحله یازدهم: انتشار
زمان انتشار میتواند بر اساس رفتار مخاطب و دادههای پیج بررسی شود. اما نباید تمام تمرکز خود را روی پیدا کردن «ساعت جادویی انتشار» بگذارید. کیفیت محتوا، موضوع، هوک، اجرای محتوا و تناسب آن با مخاطب معمولاً اهمیت بسیار بیشتری دارند.
مرحله دوازدهم: تحلیل عملکرد محتوا
بعد از انتشار، عملکرد محتوا را بررسی کنید. برای ریلز میتوانید مواردی مانند بازدید، میانگین زمان تماشا، نرخ تکمیل ویدیو، اشتراکگذاری، ذخیره، ورود به پروفایل و فالوهای حاصل از محتوا را بررسی کنید.
هدف از تحلیل فقط پیدا کردن «ویدیوی وایرال» نیست. باید بفهمید مخاطب شما به چه موضوع، فرمت و نوع ارائهای بهتر واکنش نشان میدهد؟
اشتباهات رایج هنگام تولید محتوا برای اینستاگرام
کپی کردن کامل از رقبا: الهام گرفتن طبیعی است؛ اما کپی کردن باعث میشود برند شما هویت مستقلی نداشته باشد.
تولید محتوا فقط برای ویو: یک محتوای وایرال که هیچ ارتباطی با برند ندارد، لزوماً برای کسبوکار ارزشمند نیست.
فروش در تمام محتواها: اگر هر پست تبدیل به تبلیغ مستقیم شود، مخاطب خیلی زود از محتوا فاصله میگیرد.
نداشتن هویت مشخص: اگر هر هفته سبک بصری، لحن و شخصیت برند تغییر کند، مخاطب سختتر برند را به خاطر میسپارد.
تولید بدون برنامه: وقتی هر روز از خودتان میپرسید «امروز چی بذاریم؟»، احتمالاً به یک تقویم محتوایی نیاز دارید.
چطور یک تقویم محتوایی اینستاگرام بسازیم؟
بعد از مشخص شدن ستونهای محتوایی، میتوانید برای یک ماه برنامه بنویسید. برای مثال: شنبه - آموزشی (اعتبار)، یکشنبه - سرگرمی (تعامل)، دوشنبه - ریلز داستانی (برندینگ)، سهشنبه - معرفی خدمات (جذب مشتری)، چهارشنبه - پشت صحنه (اعتمادسازی)، پنجشنبه - آموزشی (ذخیره)، جمعه - محتوای سرگرمی (اشتراکگذاری).
این برنامه فقط یک نمونه است و باید بر اساس استراتژی هر برند تغییر کند.
آیا تولید محتوای اینستاگرام را به تیم حرفهای بسپاریم؟
اگر تولید محتوا زمان زیادی از شما میگیرد یا نمیدانید چه محتوایی باید تولید کنید، همکاری با یک تیم متخصص میتواند فرآیند را سادهتر کند.
یک تیم حرفهای باید فقط فیلمبردار یا ادیتور نباشد. باید بتواند بین استراتژی → ایده → سناریو → تولید → تدوین → انتشار → تحلیل ارتباط ایجاد کند.
بهخصوص برای برندهایی که هدفشان فقط فعال بودن در اینستاگرام نیست و میخواهند هویت مشخصی در ذهن مخاطب بسازند، این موضوع اهمیت بیشتری دارد.
تولید محتوای اینستاگرام با رندوم شد
در رندوم شد، فرآیند تولید محتوا از ایده شروع میشود، نه از دوربین. ابتدا هدف و هویت برند را بررسی میکنیم و بعد متناسب با آن سراغ ایدهپردازی، سناریونویسی، فیلمبرداری، عکاسی، تدوین و طراحی میرویم.
چون باور داریم محتوای خوب فقط محتوایی نیست که زیبا دیده شود. باید چیزی از برند شما در ذهن مخاطب باقی بگذارد.
جمعبندی
برای تولید محتوای حرفهای در اینستاگرام باید یک مسیر مشخص داشته باشید: شناخت مخاطب → تعیین هدف → ساخت ستونهای محتوایی → ایدهپردازی → هوک → سناریو → تولید → تدوین → انتشار → تحلیل.
اگر این فرآیند درست انجام شود، دیگر تولید محتوا تبدیل به یک کار روزمره و تصادفی نمیشود. هر محتوا دلیل مشخصی برای وجود خواهد داشت و در کنار محتواهای دیگر، به ساختن تصویر بزرگتری از برند کمک خواهد کرد.
