اینستاگرام برای بسیاری از کسبوکارها فقط یک شبکه اجتماعی نیست؛ بخشی از ویترین، رسانه و نقطه تماس برند با مخاطب است.
اما داشتن یک پیج و انتشار چند پست در هفته به این معنی نیست که یک کسبوکار واقعاً در اینستاگرام حضور مؤثری دارد.
مخاطب امروز هر روز با حجم زیادی از محتوا روبهرو میشود. بنابراین، کسبوکارها برای دیده شدن باید محتوایی تولید کنند که علاوه بر جذابیت، با هویت برند و نیاز مخاطب ارتباط داشته باشد.
در این مقاله بررسی میکنیم تولید محتوای اینستاگرام برای کسبوکارها چگونه انجام میشود، چه محتواهایی برای برندها مناسب هستند و چطور میتوان یک سیستم محتوایی حرفهای ساخت.
چرا تولید محتوا در اینستاگرام برای کسبوکارها مهم است؟
قبل از اینکه مخاطب از شما خرید کند، معمولاً باید با برندتان آشنا شود و به آن اعتماد کند. محتوای اینستاگرام میتواند به کسبوکار شما کمک کند تا: بیشتر در معرض دید مخاطبان هدف قرار بگیرد، تخصص و تجربه خود را نشان دهد، با مخاطبان ارتباط برقرار کند، اعتماد ایجاد کند، شخصیت و هویت برند را منتقل کند، محصولات و خدمات خود را معرفی کند و در ذهن مخاطب باقی بماند.
به همین دلیل، تولید محتوا فقط ابزاری برای گرفتن ویو نیست؛ محتوا میتواند یکی از مهمترین نقاط تماس مخاطب با برند باشد.
تولید محتوای اینستاگرام برای کسبوکار یعنی چه؟
تولید محتوای اینستاگرام یعنی برنامهریزی و ساخت محتوایی که با برند، مخاطب هدف، محصول یا خدمت و اهداف کسبوکار هماهنگ باشد.
این محتوا میتواند شامل موارد زیر باشد: ریلز و ویدیوهای کوتاه، پستهای تصویری و کاروسل، استوری، عکاسی محصول، محتوای آموزشی، محتوای سرگرمکننده، محتوای برندینگ، محتوای معرفی محصول و خدمات، محتوای اعتمادساز.
نکته مهم این است که همه این محتواها نباید یک هدف داشته باشند. بعضی محتواها برای جذب مخاطب جدید مناسباند، بعضی تخصص برند را نشان میدهند و برخی دیگر به تصمیمگیری و خرید کمک میکنند.
یک برنامه محتوایی مؤثر باید میان این اهداف تعادل ایجاد کند.
چه نوع محتوایی برای کسبوکارها مناسب است؟
یک پیج حرفهای معمولاً از ترکیبی از چند نوع محتوا استفاده میکند. انتخاب این ترکیب به نوع کسبوکار، مخاطبان و اهداف برند بستگی دارد.
۱. محتوای آموزشی
محتوای آموزشی به مخاطب اطلاعات مفید میدهد یا به او کمک میکند مسئلهای را بهتر درک کند.
برای مثال، یک شرکت معماری میتواند درباره موضوعات زیر محتوا تولید کند: اشتباهات رایج در طراحی داخلی، انتخاب رنگ مناسب برای فضا، اصول نورپردازی، انتخاب متریال، نکات بازسازی خانه.
هدف این محتوا میتواند افزایش اعتماد، نشان دادن تخصص و ایجاد ارتباط با مخاطبانی باشد که به این خدمات نیاز دارند.
۲. محتوای برندینگ
محتوای برندینگ با هدف ساختن تصویری مشخص از برند در ذهن مخاطب تولید میشود و لزوماً قرار نیست مستقیماً چیزی بفروشد.
برای این کار میتوان درباره موضوعاتی مانند اینها محتوا ساخت: داستان شکلگیری برند، ارزشها و دیدگاههای برند، معرفی اعضای تیم، پشت صحنه فعالیتها، سبک و روش کار، نگاه برند به صنعت خود.
این نوع محتوا برای برندهایی اهمیت دارد که میخواهند از رقبا متمایز شوند و هویت مشخصی در ذهن مخاطب بسازند.
۳. محتوای معرفی محصول یا خدمات
مخاطب باید بداند شما چه چیزی ارائه میکنید و چرا ممکن است به آن نیاز داشته باشد.
اما معرفی محصول لزوماً نباید شبیه یک کاتالوگ باشد. بهجای اینکه فقط ویژگیهای محصول را فهرست کنید، میتوانید نشان دهید: محصول چه مشکلی را حل میکند؟ چه ویژگیای آن را متمایز میکند؟ برای چه افرادی مناسب است؟ چگونه میتوان از آن استفاده کرد؟ چه اطلاعاتی به تصمیمگیری مشتری کمک میکند؟
برای مثال، بهجای نمایش ساده یک محصول، میتوانید کاربرد آن را در یک موقعیت واقعی نشان دهید.
۴. محتوای سرگرمکننده
محتوای سرگرمکننده میتواند به افزایش تعامل و اشتراکگذاری کمک کند؛ بهخصوص زمانی که با علایق مخاطبان و موضوع فعالیت برند هماهنگ باشد.
این محتوا میتواند شامل موارد زیر باشد: موقعیتهای آشنا و relatable، شوخیهای مرتبط با حوزه کاری، ترندهای متناسب با برند، سناریوهای کوتاه، ویدیوهای طنز.
البته هر ترندی برای هر برندی مناسب نیست. مهم این است که محتوا در کنار سرگرمکننده بودن، با شخصیت برند نیز هماهنگ باشد.
۵. محتوای اعتمادساز
برای بسیاری از کسبوکارها، اعتماد یکی از عوامل مهم در تصمیمگیری مشتری است. محتوای اعتمادساز میتواند به مخاطب کمک کند شناخت بهتری از برند و نحوه کار آن پیدا کند.
برای مثال میتوانید از این موارد استفاده کنید: رضایت مشتریان، نمونهکارهای واقعی، پشت صحنه پروژهها، معرفی اعضای تیم، نمایش فرآیند انجام کار، پاسخ به سؤالات پرتکرار، تجربهها و نتایج واقعی مشتریان.
در انتشار تجربه مشتریان، بهتر است از اطلاعات واقعی و مجوزهای لازم برای استفاده از تصاویر یا نظرات آنها اطمینان داشته باشید.
ریلز یا پست؟ کدام برای کسبوکار بهتر است؟
پاسخ یکسانی برای همه کسبوکارها وجود ندارد. انتخاب فرمت محتوا باید بر اساس هدف، موضوع و عادتهای مخاطبان انجام شود.
ریلز برای ارائه محتوای ویدیویی، نمایش محصول، روایت داستان و معرفی ایدهها در قالب کوتاه کاربردی است.
پستهای اسلایدی یا کاروسل میتوانند برای آموزش مرحلهبهمرحله، ارائه نکات و انتشار اطلاعاتی که مخاطب ممکن است بخواهد دوباره به آنها مراجعه کند، مناسب باشند.
استوری نیز برای ارتباط روزمره با مخاطبان، پاسخ به سؤالها، نظرسنجی، نمایش پشت صحنه و اطلاعرسانی کاربرد دارد.
بنابراین، بهجای اینکه بپرسیم «کدام فرمت بهتر است؟»، بهتر است بپرسیم: «برای این هدف و این مخاطب، کدام فرمت مناسبتر است؟»
قبل از تولید محتوا چه کارهایی باید انجام دهیم؟
یکی از اشتباهات رایج کسبوکارها این است که بدون برنامهریزی مستقیماً سراغ فیلمبرداری، طراحی یا تدوین میروند. قبل از شروع تولید محتوا، بهتر است چند سؤال اساسی را پاسخ دهید.
مخاطب ما کیست؟
قرار است محتوا را چه کسانی ببینند؟ سن، نیازها، دغدغهها، رفتار و سطح آگاهی مخاطب میتوانند روی نوع محتوا تأثیر بگذارند.
برای مثال، محتوایی که برای معرفی یک محصول تخصصی به مشتریان حرفهای تولید میشود، ممکن است با محتوای مناسب مخاطبان عمومی تفاوت زیادی داشته باشد.
هدف ما چیست؟
هر محتوا باید با یک هدف مشخص تولید شود، از جمله: معرفی برند، ایجاد اعتماد، افزایش تعامل، جذب مشتری بالقوه، معرفی محصول، کمک به فروش، ایجاد اعتبار تخصصی.
وقتی هدف مشخص باشد، انتخاب موضوع، فرمت و پیام محتوا آسانتر میشود.
برند ما چه شخصیتی دارد؟
یک برند لوکس لزوماً نباید مانند یک برند جوان و سرگرمکننده صحبت کند. لحن، تصاویر، موسیقی، رنگ، تدوین و حتی نوع شوخی باید با شخصیت برند هماهنگ باشند.
شناخت هویت برند کمک میکند محتوای پیج یکپارچه باشد و مخاطب بهمرور بتواند سبک ارتباطی شما را تشخیص دهد.
چطور برای یک کسبوکار ایده محتوا پیدا کنیم؟
برای پیدا کردن ایده، فقط به ترندهای اینستاگرام نگاه نکنید. ایدههای ارزشمند اغلب از شناخت مشتریان، محصولات و تجربه واقعی کسبوکار به دست میآیند.
سؤالات مشتریان: سؤالاتی که مشتریان مرتب میپرسند، منبع بسیار خوبی برای تولید محتوا هستند. میتوانید هر سؤال را به یک پست آموزشی، ریلز یا مجموعه استوری تبدیل کنید.
مشکلات مخاطب: هر مشکلی که محصول یا خدمت شما حل میکند، میتواند به چندین ایده محتوایی تبدیل شود. برای مثال، یک برند مراقبت از پوست میتواند درباره اشتباهات رایج، نحوه استفاده از محصولات و انتخاب محصول متناسب با نیازهای مختلف محتوا تولید کند.
تجربههای واقعی: اشتباهات، تجربهها، چالشها و اتفاقات واقعی کسبوکار میتوانند محتوای جذابی بسازند؛ بهخصوص زمانی که نکتهای کاربردی برای مخاطب داشته باشند.
بررسی رقبا: رقبا را بررسی کنید تا بفهمید چه موضوعاتی در صنعت شما مورد توجه قرار گرفتهاند و چه سؤالهایی هنوز پاسخ مناسبی ندارند. هدف از این بررسی، کپی کردن محتوا نیست؛ بلکه پیدا کردن فرصتهایی برای ارائه دیدگاه و ارزش متفاوت است.
ترندهای اینستاگرام: ترندها میتوانند منبعی برای ایدهپردازی باشند، اما پیش از استفاده باید بررسی کنید آیا با هویت برند و مخاطبان شما هماهنگ هستند یا خیر. یک ترند نامرتبط ممکن است بازدید ایجاد کند، اما لزوماً به جذب مخاطب مناسب یا تقویت تصویر برند کمک نمیکند.
سناریوی ریلز برای کسبوکار چه ساختاری دارد؟
یک ریلز خوب باید از همان ابتدا دلیل کافی برای ادامه تماشا ایجاد کند. یکی از ساختارهای ساده برای نوشتن سناریو این است: Hook → مسئله → راهحل → CTA
در این ساختار: Hook شروعی جذاب که توجه مخاطب را جلب میکند؛ مسئله موضوع یا چالشی که مخاطب با آن ارتباط دارد؛ راهحل ارائه اطلاعات، راهکار یا پاسخ؛ CTA دعوت به اقدام، مانند ثبت نظر، ذخیره محتوا یا مشاهده صفحه مرتبط.
برای مثال، یک ریلز برای صاحبان کسبوکار میتواند با این جمله شروع شود: «اگه صاحب کسبوکاری و هنوز این اشتباه رو توی اینستاگرامت انجام میدی، ممکنه فرصت ارتباط با مخاطبت رو از دست بدی.»
بعد از جلب توجه، مسئله توضیح داده میشود، راهحل ارائه میشود و در پایان، مخاطب به انجام یک اقدام مرتبط دعوت میشود.
البته همه ریلزها نباید دقیقاً همین ساختار را داشته باشند. محتوای داستانی، برندینگ، سرگرمی و تبلیغاتی میتوانند ساختارهای متفاوتی داشته باشند.
چند ریلز در هفته برای یک کسبوکار لازم است؟
عدد ثابتی برای همه پیجها وجود ندارد. تعداد محتوا باید بر اساس ظرفیت تولید، بودجه، نوع کسبوکار، اهداف، مخاطبان و کیفیت مورد انتظار تعیین شود.
برای مثال، ممکن است انتشار سه ریلز باکیفیت در هفته برای یک برند مناسبتر از تولید روزانه محتوایی باشد که زمان کافی برای ایدهپردازی و اجرای آن صرف نشده است.
هنگام تعیین تعداد محتوا، این موارد را در نظر بگیرید: آیا ایدههای کافی و مرتبط دارید؟ آیا زمان و بودجه لازم برای تولید وجود دارد؟ آیا میتوانید برنامه انتشار را ادامه دهید؟ آیا کیفیت محتوا در این حجم حفظ میشود؟ آیا عملکرد محتواها بهطور منظم بررسی خواهد شد؟
ثبات، کیفیت و تناسب محتوا با هدف برند، مهمتر از تولید محتوای بیهدف است.
تقویم محتوایی اینستاگرام چه کمکی میکند؟
تقویم محتوایی کمک میکند موضوعات، فرمتها و زمان انتشار محتوا از قبل مشخص شوند و فعالیت پیج به تصمیمهای لحظهای وابسته نباشد.
در یک تقویم محتوایی میتوانید مواردی مثل اینها را مشخص کنید: تاریخ انتشار، موضوع محتوا، هدف محتوا، فرمت انتشار، ایده یا سناریو، مسئول تولید، وضعیت آمادهسازی، کپشن و دعوت به اقدام.
داشتن تقویم محتوایی بهتنهایی موفقیت را تضمین نمیکند، اما برنامهریزی و هماهنگی مراحل تولید را آسانتر میکند.
اشتباهات رایج در تولید محتوای اینستاگرام کسبوکارها
حتی کسبوکارهایی که بهصورت منظم محتوا منتشر میکنند، ممکن است به دلیل چند اشتباه رایج نتوانند به اهداف خود نزدیک شوند.
فقط درباره محصول صحبت کردن: اگر تمام محتوای شما درباره معرفی محصول باشد، پیج به یک کاتالوگ تبدیل میشود. مخاطب معمولاً به دلایل بیشتری برای دنبال کردن برند نیاز دارد؛ مانند یادگیری، سرگرمی، دریافت پاسخ یا آشنایی با تجربههای واقعی.
کپی کردن رقبا: اینکه یک فرمت برای رقیب شما نتیجه خوبی داشته، تضمین نمیکند که برای برند شما هم مناسب باشد. هر برند مخاطبان، منابع و ویژگیهای متفاوتی دارد. بهتر است از رقبا ایده بگیرید، اما محتوا را بر اساس هویت و اهداف خودتان طراحی کنید.
استفاده از هر ترندی: ترند باید در خدمت برند باشد، نه برعکس. استفاده از موضوعات نامرتبط ممکن است باعث شود تصویر برند ناهماهنگ به نظر برسد یا مخاطبان نامناسب جذب شوند.
نداشتن هویت بصری: اگر هر پست ظاهری کاملاً متفاوت داشته باشد، تشخیص سبک برند دشوارتر میشود. یکپارچگی در رنگها، تایپوگرافی، سبک تصاویر و طراحی میتواند به شکلگیری هویت بصری منسجم کمک کند.
نداشتن دعوت به اقدام (CTA): گاهی محتوای خوبی تولید میشود، اما مشخص نیست مخاطب بعد از دیدن آن چه کاری باید انجام دهد.
بسته به هدف محتوا، CTA میتواند مخاطب را به این کارها دعوت کند: ثبت نظر، ذخیره کردن محتوا، ارسال محتوا برای دیگران، مشاهده سایت، ارسال پیام، دریافت اطلاعات بیشتر، بررسی محصول یا خدمات. CTA باید با هدف محتوا هماهنگ باشد و مخاطب را به اقدامی مرتبط دعوت کند.
تولید محتوا برای کسبوکارهای مختلف یکسان نیست
یکی از مهمترین نکات در تولید محتوای اینستاگرام این است که نمیتوان برای همه برندها یک نسخه یکسان پیچید.
تولید محتوای اینستاگرام برای رستورانها
برای یک رستوران، محتوا میتواند روی موارد زیر تمرکز داشته باشد: معرفی غذاها و نوشیدنیها، نمایش فضای رستوران، پشت صحنه آمادهسازی، تجربه مشتریان، معرفی منو و پیشنهادهای ویژه، محتوای سرگرمکننده مرتبط با غذا.
تولید محتوای اینستاگرام برای برندهای پوشاک
برای برند پوشاک، موضوعات مناسب ممکن است شامل این موارد باشند: معرفی محصولات، ایدههای استایل، نحوه ست کردن لباسها، ترندهای مرتبط با پوشاک، نمایش جزئیات و کیفیت محصول، محتوای مرتبط با سبک زندگی مخاطبان.
تولید محتوای اینستاگرام برای شرکتهای خدماتی
شرکتهای خدماتی میتوانند روی این نوع محتوا تمرکز کنند: آموزش و پاسخ به سؤالات متداول، معرفی تخصص و تجربه تیم، نمایش نمونهکار، توضیح فرآیند ارائه خدمات، بررسی چالشهای مشتریان، ارائه تجربهها و نتایج واقعی.
تولید محتوای اینستاگرام برای برندهای لوکس
برای برندهای لوکس، کیفیت تصویر، جزئیات، لحن، داستان برند و تجربه بصری اهمیت ویژهای دارند. محتوا باید با جایگاه برند هماهنگ باشد و از نظر اجرا و پیام، تصویر منسجمی ایجاد کند.
در نهایت، استراتژی محتوا باید متناسب با هر برند طراحی شود؛ نه اینکه صرفاً از یک الگوی آماده برای تمام کسبوکارها استفاده کنیم.
آیا تولید محتوای اینستاگرام باعث فروش میشود؟
محتوا میتواند در مسیر فروش نقش مهمی داشته باشد، اما نباید انتظار داشت هر ریلز مستقیماً به خرید منجر شود.
برای مثال، ممکن است مخاطبی ابتدا با یک ویدیوی سرگرمکننده با برند آشنا شود، سپس محتوای آموزشی آن را ببیند، نمونهکارها را بررسی کند و در نهایت برای خرید یا دریافت خدمات اقدام کند.
به همین دلیل بهتر است محتوا را بخشی از مسیر ارتباط مخاطب با برند بدانیم.
نتیجه نهایی علاوه بر محتوا، به عواملی مانند کیفیت محصول یا خدمات، قیمتگذاری، اعتماد مخاطب، پیشنهاد فروش، تجربه خرید و سهولت ارتباط با کسبوکار نیز بستگی دارد.
چگونه عملکرد محتوای اینستاگرام را بررسی کنیم؟
بعد از انتشار محتوا، کار تمام نمیشود. باید بررسی کنید کدام محتواها در راستای هدف موردنظر عملکرد بهتری داشتهاند.
بسته به هدف، میتوانید معیارهایی مانند موارد زیر را بررسی کنید: Reach (تعداد حسابهایی که محتوا به آنها رسیده است)، Views (تعداد بازدیدهای ثبتشده برای محتوای ویدیویی)، Likes (تعداد پسندها)، Comments (تعداد نظرات)، Saves (تعداد ذخیرهها)، Shares (تعداد اشتراکگذاریها)، Profile Visits (بازدید از پروفایل)، Website Clicks (کلیک روی لینکهای سایت)، Leads (تعداد سرنخهای جذبشده).
یک نکته مهم این است که هر محتوای پربازدید الزاماً محتوای موفقی نیست.
اگر هدف شما افزایش آگاهی از برند باشد، معیارهای ارزیابی ممکن است با پیجی که هدف اصلی آن جذب مشتری بالقوه است، متفاوت باشند.
بهتر است پیش از انتشار، هدف محتوا را مشخص کنید و پس از انتشار، عملکرد آن را با همان هدف بسنجید. سپس از نتایج برای بهبود موضوعات، فرمتها و شیوه اجرای محتوا استفاده کنید.
برونسپاری تولید محتوا یا ساخت تیم داخلی؟
کسبوکارها معمولاً دو انتخاب اصلی دارند: ساخت تیم داخلی یا همکاری با یک تیم بیرونی و آژانس تولید محتوا.
ساخت تیم داخلی: تیم داخلی میتواند شناخت روزمره و نزدیکی بیشتری به کسبوکار داشته باشد و برای برندهایی که حجم تولید محتوای مستمر و بالایی دارند، گزینه مناسبی باشد. در مقابل، استخدام و هماهنگی افراد متخصص در حوزههایی مثل فیلمبرداری، تدوین، عکاسی، طراحی و سناریونویسی ممکن است به منابع و مدیریت بیشتری نیاز داشته باشد.
همکاری با آژانس تولید محتوا: اگر برای پروژههای خود به چند تخصص مختلف نیاز دارید، همکاری با یک تیم تخصصی بیرونی میتواند فرآیند تولید را سادهتر کند. در این حالت، لازم است نمونهکارها، کیفیت اجرا، فرآیند ارتباط، زمانبندی و جزئیات خدمات را بررسی کنید تا مطمئن شوید مدل همکاری با نیازهای شما هماهنگ است.
انتخاب مناسب به اندازه کسبوکار، بودجه، حجم تولید محتوا و میزان کنترل موردنیاز شما بستگی دارد.
تولید محتوای اینستاگرام حرفهای چه تفاوتی دارد؟
محتوای حرفهای فقط به معنی استفاده از دوربین بهتر یا تدوین پیچیدهتر نیست. تفاوت اصلی در فکر و هدف پشت محتوا است.
محتوای حرفهای باید پاسخ روشنی برای این سؤالها داشته باشد: برای چه کسی ساخته شده است؟ چرا باید توجه مخاطب را جلب کند؟ چه پیامی از برند منتقل میکند؟ چه ارتباطی با هدف کسبوکار دارد؟ بعد از دیدن آن، مخاطب چه کاری میتواند انجام دهد؟
وقتی این موارد مشخص باشند، حتی یک محتوای ساده هم میتواند هدفمند و مؤثر باشد.
در مقابل، محتوایی که صرفاً برای پر کردن تقویم انتشار تولید میشود، ممکن است با وجود کیفیت ظاهری بالا، نقش مشخصی در ارتباط با مخاطب نداشته باشد.
تولید محتوای اینستاگرام در «رندوم شد»
در «رندوم شد» تلاش میکنیم تولید محتوا را از خود محتوا شروع نکنیم؛ از برند شروع کنیم.
قبل از اینکه دوربین روشن شود، باید بدانیم: مخاطب کیست؟ هدف محتوا چیست؟ برند چه شخصیتی دارد؟ چه پیامی باید منتقل شود؟ چه تصویری باید در ذهن مخاطب باقی بماند؟
بعد از مشخص شدن این موارد، ایدهپردازی، سناریونویسی، فیلمبرداری، عکاسی، تدوین و طراحی در مسیر همان هویت انجام میشوند.
چون برای ما تولید محتوا فقط این نیست که «یه چیزی برای پست گذاشتن داشته باشیم». محتوا باید دلیلی برای دیده شدن و دلیلی برای به خاطر سپرده شدن برند باشد.
جمعبندی
تولید محتوای اینستاگرام برای کسبوکارها فقط انتشار مداوم ریلز و پست نیست. یک سیستم محتوایی حرفهای باید بر اساس هدف کسبوکار، مخاطب، هویت برند و استراتژی محتوا شکل بگیرد.
از ایدهپردازی و سناریونویسی گرفته تا فیلمبرداری، تدوین، طراحی و تحلیل عملکرد، همه مراحل باید در یک مسیر مشخص قرار داشته باشند.
تعداد محتوا بهتنهایی معیار موفقیت نیست. مهم این است که محتوا با نیاز مخاطب هماهنگ باشد، پیام برند را بهدرستی منتقل کند و در راستای اهداف کسبوکار قرار بگیرد.
در نهایت، سؤال اصلی این نیست که «چند تا محتوا منتشر کنیم؟» سؤال بهتر این است: «چه محتوایی بسازیم که مخاطب بعد از دیدنش، برند ما را به خاطر بسپارد؟»
